السيد محمد صادق الروحاني
31
نظام حكومت در اسلام (فارسى)
الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِك هُمْ الْمُفْلِحُونَ ؛ « 1 » بايد از ميان شما جامعه اسلامى گروهى باشند كه مردم را به خير و صلاح دعوت نمايند و مردم را به كار نيكو فرمان و ترغيب دهند و از كارهاى زشت باز دارند و آنها ( كه وسيله هدايت خلقند ) خود رستگارند » . « إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْء ؛ « 2 » حقاً كسانى كه دين خودشان را پراكنده ساختند ( و بين جمعيت متدينين جدايى افكندند ) و مجتمع واحد را تجزيه كردند تو از آنها نيستى » . « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ؛ « 3 » حقاً كه مؤمنان برادر يكديگرند ، پس ( اگر اختلافى ) در بين برادرانتان رخ داد ( شما در بين آنها ) صلح و سازش برقرار نماييد » . و آيات مشابه ديگر كه به تأسيس جامعه اسلامى متحد فرمان مىدهد و آن را شرط اساسى رسيدن به سعادت مادى و معنوى مىداند . روى اين اصل است كه مهمترين احكام اسلامى از قبيل : حج ، نماز ، جهاد ، انفاق و . . . بر اساس اجتماع قرار داده شده است . بديهى است كه اتّحاد و اتّفاق ملّت و بناى مجتمع بدون حكومت ممكن نيست . 2 . لزوم مؤسسات اجرايى دليل دوم : قوانين و دستورالعملها هر چند تمام راههاى نيل به سعادت مادى و معنوى را نشان داده باشد ، بدون عمل نتيجهاى نخواهد داشت ، و بديهى است كه بدون قوه مجريه ، عمل به قانون امكانپذير نيست به خصوص قوانينى كه هدف آنها
--> ( 1 ) . آلعمران ، 104 . ( 2 ) . انعام ، 159 . ( 3 ) . حجرات ، 10 .